محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
80
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« * ( يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما من الْجَنَّةِ فَتَشْقى . إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَلا تَعْرى . وَأَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَلا تَضْحى 20 : 117 - 119 ) * [ 1 ] يعنى اى آدم اين دشمن تو و همسر تو است شما را از اين بهشت بيرون نكند كه تيره بخت شوى . ترا [ اين نعمت ] هست كه در بهشت نه گرسنه مىشوى و نه برهنه » . و معلوم است كه بد بختى حاصل از اطاعت شيطان رنج وصول به غذا و پوشاك و فراهم كردن از خيش زدن و بذر افشاندن و آب دادن و ديگر كارهاى سخت و رنج آور بود . اگر جبرئيل براى غذاى او چيزى آورده بود كه فقط بذر آن كافى بود و لوازم ديگر نمىخواست سختى موعود خداوند كه حاصل اطاعت شيطان و عصيان رحمان بود رخ نداده بود بنا بر اين كار چنان بوده است كه از ابن عباس و ديگران روايت كرديم و خدا بهتر داند . گويند آدم عليه السلام سندان و گاز و چكش را با خود آورد . ذكر گويندهء اين سخن : از ابن عباس روايت كردهاند كه سه چيز با آدم فرود آمد سندان و گاز و چكش . آنگاه خداوند عز ذكره آدم را از كوهى كه بر آن بود به دامنه آورد و همه زمين را با همه جن و چهار پا و وحش و پرنده و ديگر چيزها كه بر آن بود به وى داد و چون آدم از قلهء كوه به زير آمد و گفتار اهل آسمان از او ببريد و صداى فرشتگان را نشنيد و وسعت و گستردگى زمين را بديد و كسى را جز خود در آن نديد و حشت كرد و گفت : « خدايا كسى جز من در زمين نيست كه تسبيح تو گويد » . و جواب خداى در روايت ديگر است كه از وهب آوردهاند و گويد : وقتى
--> [ 1 ] 20 : 126